اسفندیار مزداپور- عضو اندیشکده مسائل ایران
تلاش جمهوری اسلامی برای فشار به دولت فدرال آلمان برای جلوگیری از سخنرانی شاهزاده رضا پهلوی در کنفرانس مونیخ، چه مستقیما و چه از طریق متحدانی چون روسیه و سپس شادمانی آشکار از این ممانعت نشاندهنده وضعیت جدیدی است که در عرصه سیاسی ایران حاکم شده، وضعیتی که در آن جمهوری اسلامی از تمامی ابزارهای ممکن برای ضربه زدن و محدود کردن حوزه کنش اپوزیسیون ملی به شکل آشکاری استفاده میکند.
تا پیش از این پروپاگاندای جمهوری اسلامی مبتنی بر جدی نبودن اپوزیسیون و اهمیت ندادن به مخالفان بود، بنابراین اگرچه به شکل نهانی تلاش میشد تا به اپوزیسیون ضربههای مختلفی وارد شود(حتی تا قتل و ترور) اما به شکل رسمی مخالفان را بیاهمیت میخواند.
با این همه وضعیت بنبستی که جمهوری اسلامی به آن دچار شده هراس آن را برای ریزش نیروها و برتری روزافزون موقعیت رهبری ملی افزایش داده، به همین دلیل هم فشار بیشتری به زندانیان سیاسی ملیگرا وارد میشود(تا جایی که ناهید شیرپیشه دیروز دست به خودکشی زد)، هم تبلیغات به شکل منسجمی علیه شاهزاده رضا پهلوی نظم میگیرد و هم اقدامات مخربتری در دستور کار جمهوری اسلامی قرار میگیرد.
با این همه جمهوری اسلامی خرسند میشود که در عرصه عمومی این رویارویی را پنهان کند، مثلا فشار به دولت آلمان را به گردن افرادی بیندازد که اساسا وزنی برای موافقت یا مخالفت موثر با حضور شاهزاده نداشتند. این تبلیغات موجب میشوند که هراس ساختار امنیتی از ریزش نیروهای موثر به سمت شاهزاده پنهان بماند. از همین روست که در چند روز گذشته شاهزاده مصرانه مانع اصلی(جمهوری اسلامی) را به جامعه معرفی کرد.
وظیفه بدنه اپوزیسیون ملی بازپخش دقیق صدای شاهزاده برای جامعه و تاکید بر آن است. نه افراد دیگر به اندازه او از پشت پرده آگاهی دارند و نه بیش از او در این زمینه به مصلحت انقلاب ملی آگاهند، در مقابل باید بسیار هشیار بود که مسئولیت این اقدامات بر عهده دیگرانی که انگیزه ان را ندارند(ملت آلمان) و یا توان آن را ندارند(برخی سلبریتیهای سیاسی) قرار نگیرد.