نیرو‌های میانی جمهوری اسلامی و فرصت انتخاب؛‏ «ریزش میهن‌دوستانه» یا امتداد وضع موجود

‏*گروه سردبیری اندیشکده مسائل ایران

‏از دید کمتر کسی دور مانده که ساختار جمهوری اسلامی به عنوان یک ساختار «خود تخریبگر ذاتی» به روزهای انتهایی خود نزدیک شده، لایحه بودجه هر سال با کسری بیشتری همراه است در حالی‌ که اقتصاد در معرض ورشکستگی کامل است و اندک سرمایه‌گذاران خارجی به سرعت کشور را ترک می‌کنند(که خروج چانگان نمونه آخر آن بود).

‏ بحران انرژی(برق و گاز و بنزین) در کشوری نفت‌خیز هر روز بیشتر خودنمایی می‌کند بدون اینکه کسی بداند آینده چه خواهد شد؟ این پرسش را یک کارگر، پزشک، مهندس و… هر روز از خود می‌پرسند، اما برای نیروهای میانی جمهوری اسلامی احتمالا پرسشی حساس‌تر است. نظم سیاسی به شدت نشانه‌های بی‌ثباتی را از خود بروز می‌دهد. حتی انتخابات‌های نمایشی که پیش از این محلی برای توازن قدرت و مصالحه‌ای مبتنی بر بازتوزیع رانت در بین نیروها بود نیز به عاملی برای تشدید تنش تبدیل شده.

‏در نبود اجماع در موضوع رهبری آینده و بحران مشروعیت فزاینده، هرگونه شعاری مانند وفاق به شوخی مانند است تا اهتمامی کارگشا. بحران‌ها پیاپی فرود می‌آیند و فشار گروه‌های دارای منافع برای ادامه وضع موجود منجر به واگرایی در بدنه حکومت خواهد شد.

‏مذاکره نیز، نه یک راهبرد، که یک تاکتیک کوتاه برای به تعویق انداختن بحران و آرامش‌بخشی به نیروها بود. امکان تحقق مذاکره با توجه به رویکرد ایالات متحده آمریکا ناچیز است و حتی در صورت مذاکره درب‌های فروپاشی حکومت که ناشی از تعارض مذاکره و بنیان ایدئولوژیک سیستم است (همانند آنچه در مذاکرات پیش از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی به وقوع پیوست) باز خواهد شد.

‏در حالی که آمریکا فشار بیشتری به ایران برای مذاکره می‌اورد امکان نجات برجام با اروپا به تنهایی وجود ندارد، چون اروپا نیز خواستار تغییراتی در قرارداد است که نیازمند تصویب یک قرارداد جدید در شورای امنیت است. هر قرارداد به روز شده به اجماع هر پنج عضو شورای امنیت نیاز دارد و طبیعی است که اروپا تفاهمی که امریکا وتو کند را به شورای امنیت نمی‌برد. از سوی دیگر نزدیکی جمهوری اسلامی به غرب نیز مخالفت روسیه و چین را در پی خواهد داشت.

‏مدل قبلی کنترل تنش میان ایران و آمریکا دیگر مدلی نیست که واشنگتن به آن تمایل داشته باشد. حتی روسیه و چین هم ‌با توجه به جنگ‌ در اوکراین، بحران‌ اقتصادی در چین و هزینه‌های احتمالی همگرایی با آخوندها در تهران، تمایلی به حمایت مستقیم از جمهوری اسلامی ندارند. در نتیجه مذاکره بیشتر اقدامی است برای تغییر نظام سیاسی و به همین دلیل است که از سمت تهران هیچ طرح منسجمی در مورد مذاکره وجود ندارد.

‏حداکثر امکانات تهران برای مذاکره وضعیتی است که جمهوری اسلامی را در همین وضعیت تحریمی و امنیتی نگاه می‌دارد، که شیبی است پر سرعت به سمت زوال، که باتوجه به تجمیع بحران‌ها امکان محدودی برای ادامه این وضع می‌توان قائل شد.

‏جمهوری اسلامی در موقعیتی اقتصادی و سیاسی مشابه‌ای با سال‌های آخر اتحاد جمهوری‌های شوروی قرار گرفته، اما با این تفاوت که اپوزیسیونی میهن‌دوست و شناسنامه‌دار آمادگی دریافت قدرت را دارد که با توجه به ریشه‌های تاریخی آن فرصتی برای غرب برای تثبیت آنچه «نظم نوین» خوانده می‌شود خواهد بود.

‏اگرچه جمهوری اسلامی دائما این نگرش القا می‌کند که راه حلی دارد و آماده هر نوع انعطافی است، به زودی برای نیروهایش نیز روشن می‌شود که عدم انعطافش نه “یک خواسته با اراده مستحکم” که ناشی از نداشتن گزینه‌های جایگزین است.

‏انسجام پیشین بنایی بود که بر سنت‌های شیعی و تحولات تاریخی منطقه مستقر شد که تاب تغییرات بنیادین و ایجاد دولت-ملت‌ها را نخواهد داشت و این ناهمزمانی جمهوری اسلامی با سرشت تحولات در منطقه تنها با تغییرات ساختاری جبران خواهد شد.

‏نیروهای میانی و بدنه بروکراتیک کشور قطعا از شرایط اقتصادی و خطری که جمهوری اسلامی بر ایران تحمیل می‌کند آگاه و متاثرند و با «ریزش میهن‌دوستانه» امکان تغییرات با کمترین آسیب به کیان ملی کشور را می‌توانند تسهیل کنند.

Total
0
Shares