دیاکو گیو- عضو اندیشکده مسائل ایران
اگرچه دریچههای ورود به “نظم نوین” در خاورمیانه از اسرائیل گشاده شد اما بازیگران اصلی منطقهای هرگز تماشاگر محض این تغییرات نخواهند بود.
ترکیه، بازیگر فعال؛
بدنبال فروپاشی امپراطوری عثمانی در جنگ جهانی اول و خلاء قدرت متعاقب آن، طرح کردستان مستقل در شرق ترکیه برای اولین بار در معاهده سور (Sèvres) مطرح شد. معاهدهای که هرگز اجرایی نشد و با مقاومت نیرویهای ملیگرا به رهبری مصطفی کمال آتاترک با پیمان لوزان که خطوط مرزی ترکیه امروزی را برسمیت میشناسد جایگزین شد.
خطوط مرزی کشورهای تازه تاسیس شده مانند سوریه، عراق، اردن و حتی ترکیه بنا به دسترسی به منابع و توان لجستیکی کشورهای فاتح جنگ ترسیم شد و فاکتورهای متعدد اقلیمی و تاریخی در آن نادیده گرفته شد.
کردهای ساکن آناتولی که صدها سال در امپراتوری عثمانی بصورت منسجم زندگی کرده بودند بدنبال جنگجهانی اول در سه کشور ترکیه، سوریه و عراق تقسیم شدند. اگرچه ادامه رشته کوه زاگرس در مرز ترکیه و عراق با ارتفاع مناسبی که دارد خیلی زود این تفکیک را تثبیت کرد، اما این رشته کوه با از دست دادن ارتفاع امکان کنترل مرزی میان کردهای ترکیه و سوریه را نداشت.
حزب کارگران کردستان (پکک) در اوج جنگ سرد، در «دوره بیثباتی سیاسی ترکیه» در نیمه دوم دهه هفتاد میلادی تاسیس شد، همزمان با مداخلات حداکثری اتحاد جماهیر شوروی در مرزهای جنوبیاش. ایران بهعنوان متحد آمریکا و ترکیه بهعنوان عضوی از ناتو در کنترل شوروی و ممانعت از گسترش آن نقشی حیاتی داشتند. شوروی هم در راستای پیشبرد سیاستهای مداخلهجویانهاش به تقویت گروههای چریکی و تجزیهطلب در هر دو کشور دست زد تا دولتهای مرکزی آنها را متزلزل کند.
تله روسی در پنجره نزول سیاسی آمریکا در دوران کارتر دولت ملی ایران را ساقط کرد، اما ترکیه از همان ابتدا با برخورد قهری امکان قدرتنمایی به جنش کمونیستی و تجزیهطلبانه پکک تازه متولد شده را نداد. هنوز از تاسیس پکک یک سال نگذشته بود که رهبر سیاسی آن به سوریه پناه برد و بازیچه دست حافظ اسد شد.
تخیلات استقلال کردستان با شکستهای پیاپی در طول سالها در پایان به آوارگی چهار ماهه اوجالان در اروپا و اقامت یک هفتهای در فرودگاه روسیه برای کسب مجوز ورود و نهایتا بازداشت و بازگرداندش از کنیا به ترکیه انجامید.
ادعای استقلال کردستان از ابتدا با ظرفیتهای تاریخی و جغرافیایی منطقه همخوانی نداشت و شاید درک زودتر این مساله و درسی که باید از تجربه جمهوری مهاباد گرفته میشد میتوانست حل مسئله کردها را در دوران توسعه اقتصادی ترکیه تسریع کند تا نواحی کردنشین نیز از موهبت توسعه و صنعت توریسم ترکیه بیشتر برخوردار میشدند.
ترکیه با پیشدستی در «نظم نوین»، با حل مسئله پکک در داخل، با توجه به نفوذ حداکثری که در سوریه دارد، و نزدیکی سیاسی مظلوم عبدی (فرمانده کل نیروهای دموکراتیک سوریه) به اوجالان امکان حل مسئله کنترل مرزی میان بخشهای کرد نشین دو کشور و جلوگیری از خودمختاری کردها در سوریه را ایفا میکند.
در همین راستا استانبول با گشایشی به اقلیم کردستان عراق که تمامی راههای فروش نفت را از دست دیده میبیند تمامی کارتهای بازی کردها را در منطقه در اختیار میگیرد. بعد از بازگشت تحریمهای جمهوری اسلامی در حالی که دولت مرکزی عراق تمایلی به ادامه استقلال نسبی کردستان عراق ندارد، تنها خط لوله کرکوک-جیهان امکان فروش نفت را برای دولت بارزانی جوان فراهم میکند.
عربستان؛ بازیگر محتاط اما تأثیرگذار
پس از جنگ جهانی اول، پادشاهی عربستان سعودی از اتحاد قبایل مختلف تحت رهبری ملک عبدالعزیز شکل گرفت.
میزبانی عربستان سعودی از گفتگوها در مورد اوکراین نشان از موقعیتی جدید از واسطی است که امکان ارتباطات ژئوپلیتیکی پیچیدهای ایجاد کرده است. در یک تغییر تاریخی برای اولین بار بیش از ۵۲٪ تولید ناخالص داخلی عربستان از درآمدهای غیر نفتی حاصل شده است. حضور چهرههای بینالمللی و فستیوالها نامتعارف برای سنت شبه جزیره عربستان نشانی از تغییرات فرهنگی نخبهگراست.
فیصل الابراهیم وزیر اقتصاد و برنامهریزی اخیرا گفته بود: “ما میخواهیم در میانه باشیم” و مشارکتهای ما باید با همه ذینفعان قوی باقی بماند. نتیجه دیپلماتیک این استراتژی میزبانی ریاض از گفتگوهای سطح بالا بین مقامات ایالات متحده و روسیه در مورد پایان دادن به جنگ اوکراین است.
هنوز چیزی از استقرار دولت دونالد ترامپ و قول تلفنی بنسلمان از سرمایهگزاری ۶۰۰ میلیارد دلاری در آمریکا نگذشته بود که اجلاس صندوق سرمایهگزاری دولتی عربستان در ساحل میامی با حضور دونالد ترامپ برگزار شد. جایی که ترامپ با زیر سوال بردن نقش عربستان در حملات ۱۱ سپتامبر گفت؛ تا جایی که شما در آمریکا سرمایهگزاری کنید آمریکا پشتیبان شماست.
ایرانیان به خوبی به یاد دارند که با پیروزی رونالد ریگان در انتخابات سال 1363، تنها چند سال پس از دست رفتن کشورشان به عنوان متحد استراتژیک غرب، چگونه عربستان با حمایت از میدانهای نبرد غرب در مقابل تهاجمات شوروری در افغانستان، یمن و آمریکای جنوبی تبدیل به متحد استراتژیک غربیها شد. سلاحهایی که پیش از آن به سفارش پادشاهی ایران تولید و تحویل میشد با پولهای نفتی عربستان سر از شبهجزیره درآورد.
با ظهور نظم نوین، عربستان سعودی به عنوان یکی از بازیگران اصلی سعی کرده است هم در چارچوب سنتی پیمانش با غرب باقی بماند و هم با اصلاحات داخلی و دیپلماسی منطقهای، جایگاه خود را در تحولات جدید مستحکم کند. اگرچه دیپلماسی بینالمللی عربستان سعودی بر پایه توازن میان شرق و غرب بنا شده، اما چالش اصلی عربستان همچنان حفظ موقعیت فعلی آنان در منطقه است. چراکه استراتژی عربستان در منطقه ادامه بیدولتی در ایران و بهرهکشی از غرب در برابر آن است.
اما در بلندمدت با توجه به برنامههای بنسلمان برای ساخت جامعهای چندفرهنگی و متنوع با اقتصادی مدرن در سال ۲۰۳۰، فقدان عادیسازی ایران تهدیدی برای اینگونه برنامههای مدرن باقی خواهد ماند. برنامههایی بیپایهای مانند حمایت از گروههای شبهنظامی و تروریستی مانند سازمان مجاهدین خلق است نیز فاقد پشتوانههای سیاسی و اجرایی در ایران خواهد بود، خصوصا اینکه در سالهای اخیر جنبشی مدرن و ملیگرایانه در ایران گسترش یافته است.
در پایان اگرچه اسرائیل در نظم نوین خاورمیانه با پیشبرد پیمان ابراهیم با کشورهای عربی موقعیت منحصربهفردی دارد، اما با تغییراتی که پس از حمله هفت اکتبر به وقوع پیوسته، بدون حل مسئله ایران، پیمانهای فعلی توان ایجاد آن نظم نوینی که مدرنیسم را بر پایه دولت-ملتها ایجاد میکند نخواهد داشت و این تصویر بدون حضور اولین دولت-ملت منطقه کامل نخواهد شد.