فرصتی تاریخی برای تغییر
دیاکو گیو – عضو اندیشکده مسائل ایران
بدنبال سقوط دولت ملی در سال ۵۷، جنبشی براندازانه و جستجویی ملی برای اپوزیسیونی که امکان ایجاد و یا احیای دولت ملی در ایران را داشته باشد با توجه به ماهیت تمامیتخواهانه جمهوری اسلامی تا اواسط دهه ۹۰ خورشیدی فرصت ظهور نیافت.
جمهوری اسلامی با استفاده از دو قطبیهای جعلی (مانند اصلاحطلب-اصولگرا) امکان نوسانگیری و کنترل حداکثری افکار عمومی را در مواقع ضروری ایجاد کرده بود. طبعا مردم سرکوب شده نیز بدنبال موقعیتی (در گسستهای گاه و بیگاه قدرت حاکم) برای بهبود شرایط زندگی، هرچند کوتاهمدت بودند. بهبودی که البته هرگز حاصل نشد.
با محو ایدئولوژی اسلامی-مارکسیستی انقلاب ۵۷ و از دست رفتن تسلط رسانهای جمهوری اسلامی، حضور مردم در آرامگاه کوروش بزرگ تبدیل به نقطه عطفی تاریخی در آبان سال ۱۳۹۵ شد. در واقع محافظهکاری ایرانی به سنتهای ملی پناه برد و با پشتوانه “ذخایر تاریخی معاصر” پرچم ملیگرایی را برافراشت.
در مورد اینکه ملیگرایی ایرانی چیست و چرا هیچ نسبتی با ملیگرایی افراطی ندارد بسیار کوشش شده است. ملیگرایی ایرانی با مدارا و تمایل به پیوند با زنجیره کشورهای غربی و توسعهیافته شناخته میشود و هرگز خواهان استقلال افراطی و برتری نژادی نبوده، و بالعکس خواهان همکاری با دنیا و مشارکت در اقتصاد بازار آزاد جهانی است.
امروز ملیگرایی ایرانی خود را در امتداد تاسیس دولت مدرن توسط رضا شاه و تثبیت آن توسط محمدرضا شاه پهلوی میجوید. چراکه مصیبت فعلی محصول واژگونی قطار توسعه در ایستگاه سال ۵۷ است و عقلانیترین انتخاب ممکن؛ بازگشت به محل انقطاع تاریخی از مسیر توسعه پایدار کشور است.
با دسترسی به اطلاعات در شبکههای اجتماعی و ارائه مستندهای تاریخی در شبکه منوتو (۱)، مرجعیت رسانههای حکومتی که نقشی کلیدی در حفظ قدرت داشتند از بین رفت و تصویری غرورآمیز از آنچه بودیم و آنچه میتوانستیم باشیم در افکار عمومی ایجاد شد. هرچند رسانههای دستنشانده کشورهای دیگری که منافعشان در عدم انسجام ملی ایرانیان بود توانستند تا حدودی فضای سیاسی اپوزیسیون ملی را در جنبشهای پیشین غبارآلود کنند.
انبوهی از چهرههای غیر ملی و ضد ایرانی در این چند سال در رسانههای خارج از کشور بر سر مردم ایران آوار شدند تا توان انتخاب و تشخیص درست گرفته شود. اما جریان ملیگرایی که ریشه در هویت ملی ایرانیان داشت از این طوفان چهرهسازی و رهبر-تراشی سربلند بیرون آمد.
خطای تحلیلی رسانههای ضد ایرانی در عدم درک جریان تاریخی در ایران و نادیده گرفتن نسلهای جدید رشد یافته در عصر ارتباطات بود. تردیدی در اینکه رسانهها همچنان در ایجاد روایتها و حفظ قدرتها نقشی جدی ایفا میکنند وجود ندارد اما وجود شبکههای اجتماعی و استفاده از چندین منبع به مخاطبان امروزی نگاه انتقادی و تحلیلگرایانه داده است.(۲)
دستکاریها و مهندسی اپوزیسیون دروغین اگرچه زمان کوتاهی برای جمهوری اسلامی خرید اما درنهایت پس از فرونشست غبار اعتراضات اخیر، تنها اپوزیسیون معنادار، نیروهای ملی حول محور رهبری شاهزاده رضا پهلوی هستند که پایگاه اجتماعی گستردهای دارند و با توجه به پیشینه ایشان و اهداف دموکراتیک و سکولاری که ترسیم کردهاند امکان مذاکره برای گذار از جمهوری اسلامی را با نمایندگان کشورهای غربی به خصوص ایالات متحده آمریکا و اسرائیل را دارند.
این فرصت برای نیروهای ملی در حالی فراهم شده است که بحران تصمیمگیری در جمهوری اسلامی (که ریشه در مسأله جانشینی و عدم اجماع در ساختار شخصمحور رژیم دارد) با روند سریع تحولات در منطقه و شکستهای پیاپی آنچه نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی نامیده میشدن گره خورده است.
بحرانهای اقتصادی بدون راه حل در داخل کشور که خود را در تعطیلیهای پیاپی و عدم تامین ارز کالاهای ضروری در ماههای گذشته نشان داده، اگر با بازگشت سیاست “فشار حداکثری” دولت دونالد ترامپ همراه شود امید است که فرصتهایی برای تغییر رژیم فراهم کند که در صورت «سازماندهی حداکثری نیروهای ملی» میتواند مانع از خلأ قدرت در ایران پس از جمهوری اسلامی شود.
رفرنس:
(۱) m.youtube.com/manototv
(۲) tandfonline.com/doi/abs/10.108…