مدل ستیز از طریق مداخلهی مستقیم خارجی
اندیشکده مسائل ایران، شش مدل تغییرِ ممکن در ایران که در مقاله “آیا انقلاب ملی رخ میدهد؛ جستاری دربارهی اهمیت مدلهای تغییر” اشاره شده را جداگانه بررسی میکند.
مداخله خارجی یکی از قدیمیترین روشهای تغییر حکومتها در جهان است که بهویژه در کشورهای پساتوتالیتر و پساجنگ رواج داشته است. این مدل در مواردی مانند عراق، افغانستان، لیبی و سوریه در دهههای اخیر و آلمان، ژاپن و کره جنوبی پس از جنگ جهانی دوم به کار گرفته شده است. در این مقاله، مدل ستیز از طریق مداخله خارجی بهطور کامل بررسی میشود، با تمرکز بر نمونههایی که مداخله خارجی به تغییر رژیم منجر شده و کشور را به سمت بازسازی و نظم سیاسی جدید هدایت کرده است.
این مدل با وجود موفقیتها، چالشها و پیامدهای متفاوتی داشته و برای ایران در شرایط کنونی، امکانپذیری و تأثیرگذاری آن نیازمند تحلیل دقیق است.
مداخله خارجی شامل اقداماتی است که توسط کشورهای دیگر یا ائتلافهای بینالمللی برای تغییر رژیم یک کشور بهکار گرفته میشود. این اقدامات میتواند شامل:
• حمله نظامی مستقیم.
• ایجاد منطقههای امن یا پرواز ممنوع.
• حمایت از نیروهای مخالف داخلی.
• بازسازی سیاسی و اقتصادی پس از تغییر رژیم.
اهداف مداخله خارجی سرنگونی رژیمهای مستبد یا متخاصم و ایجاد حکومتهای دموکراتیک و متحد با قدرتهای مداخلهگر و حفظ امنیت منطقهای و بینالمللی است.
نمونههای تاریخی از مداخله خارجی
الف) مدل عراق (۲۰۰۳)
رژیم صدام حسین بهدلیل سرکوب داخلی، حمله به کشورهای همسایه و نقض گسترده حقوق بشر، هدف مداخله قرار گرفت. آمریکا و ائتلاف بینالمللی با اتهام داشتن سلاحهای کشتار جمعی، به عراق حمله کردند. حمله نظامی گسترده در سال ۲۰۰۳ منجر به سرنگونی صدام حسین شد. نیروهای ائتلاف ساختار ارتش و دولت بعثی را منحل کردند و بازسازی سیاسی کشور را آغاز کردند.
مدل عراق در ابتدا موفقیت اولیه در سرنگونی صدام داشت ولی در ادامه بحران امنیتی و ظهور گروههای مسلح مانند داعش و حشدالشعبی و.. را به دنبال داشت.
در مدل عراق اگر مسائل سوریه و ظهور داعش و دخالت جمهوری اسلامی نبود موفقیت خیلی زود اتفاق میافتاد. باوجود این با گذشت دورهی پرچالش تا سقوط داعش شرایط برای پیوستن عراق به بازارهای جهانی و رشد سریع و افزایش ثروت مردم عراق فراهم شد است. دوران ثبات عراق بعد از نابودی داعش و برداشتن بخش زیادی از تحریمهای بانکی و احتمال خلع سلاح گروه های شیعی مورد حمایت جمهوری اسلامی فرا رسیده است.
ب) مدل افغانستان (۲۰۰۱)
رژیم طالبان بهدلیل پناه دادن به القاعده و حملات ۱۱ سپتامبر هدف مداخله قرار گرفت. آمریکا با همکاری ناتو و نیروهای داخلی افغان، عملیات نظامی علیه طالبان آغاز کرد.در سال ۲۰۰۱، طالبان از قدرت کنار گذاشته شدند و دولت جدید تحت حمایت بینالمللی تشکیل شد.
در نهایت یک دولت دموکراتیک شکننده تشکیل شد ولی شورشهای طالبان و بیثباتی مداوم ادامه داشت و در نهایت خروج نیروهای خارجی در سال ۲۰۲۱ و طالبان به قدرت بازگشت. در مدل افغانستان بهعلت نبود ارادهی جدی برای شکلگیری دولت مدرن و دولت ملی روند خوب پیش نرفت و مناسبات قومی و قبیلهای حاکم بر سیاست افغانستان و پایگاههای سنتی بنیادگرایی اسلامی نتیجهگیری را سخت کرد و درنهایت هم منجر به بازگشت طالبان شد. اما باید توجه داشت در ایران به این گونه نیست.
ج) مدل لیبی (۲۰۱۱)
در لیبی مسلحسازی بیضابطه گروههای پیکارجو بدون توجه به سازمان سیاسی و فکری آنها مشکلات زیادی درپی داشته است. تشکیل هسته اولیه در بنغازی و تسخیر کشور از طریق حمایت آن گروه بعدها به طرح موضوعی بهنام بنغازیسازی و چالشهای آن در سایر مناطق منجر شده است. درمجموع این نمونه را میتوان شکستخورده و مضر دانست.
د) مدل آلمان و ژاپن پس از جنگ جهانی دوم
آلمان نازی و ژاپن امپراتوری پس از شکست در جنگ جهانی دوم توسط نیروهای متفقین اشغال شدند.
آلمان تقسیم به چهار منطقه اشغالی تحت کنترل آمریکا، شوروی، بریتانیا و فرانسه شد، بازسازی اقتصادی و سیاسی در غرب آلمان تحت طرح مارشال انجام پذیرفت و در نهایت تبدیل به یک دموکراسی پایدار شد.
ژاپن توسط نیروهای آمریکا به رهبری ژنرال مکآرتور اشغال شد. قانون اساسی جدید و محدودسازی قدرت نظامی تدوین شد و در نهایت ژاپن تبدیل به یکی از قدرتمندترین اقتصادهای جهان شد.
در نهایت ژاپن و آلمان کامل در بازسازی سیاسی و اقتصادی موفق و دولتهای باثبات و متحد با غرب شدند.
ه) مدل کره جنوبی (دهه ۱۹۵۰)
کره جنوبی پس از جنگ کره (۱۹۵۰-۱۹۵۳) تحت حمایت آمریکا بازسازی شد.آمریکا با ایجاد نهادهای سیاسی جدید و حمایت اقتصادی، کره جنوبی را به یک نظام دموکراتیک تبدیل کرد. کره جنوبی توسعه اقتصادی و سیاسی یافت و تبدیل به یکی از موفقترین کشورهای جهان شد.
تلاش جدی جمهوری اسلامی برای دستیابی به سلاح هستهای عامل اصلی اقدام جهانی میتواند باشد. تغییرات گسترده در منطقه و رسیدن به عامل اصلی برهمزدن نظم درحالشکلگیری است. همینطور نارضایتی گسترده مردمی و ضعف اقتصادی جمهوری اسلامی و عوض شدن سیاست مهار به سیاست تغییر و همینطور نظم جدید ایجاد شده در خاورمیانه توسط اسرائیل از دلایل امکان این مدل برای ایران است.
مدل مداخله خارجی، اگرچه در مواردی مانند آلمان و ژاپن موفق بوده، در نمونههایی مانند عراق، افغانستان و لیبی پیامدهای پیچیدهای داشته است. برای ایران، این مدل به دلیل ساختار پیچیده قدرت و شرایط منطقهای، نیازمند برنامهریزی دقیق، همراهی داخلی و حمایت گسترده بینالمللی است. ترکیب مداخله خارجی با حمایت از نیروهای داخلی و رهبری ملی مانند شاهزاده رضا پهلوی میتواند احتمال موفقیت این مدل را افزایش دهد.