بازی بی‌فرجام روس‌ها در مونیخ

دیاکو گیو- عضو اندیکشده مسائل ایران

‏در بحبوحه جنگ سرد و پس از ساخت دیوار برلین امکان گفتگوی مستقیم شوروی و آمریکا دچار اختلال شد. مونیخ در آلمان غربی با توجه به کمک‌های آمریکا توسعه سریع اقتصادی و سیاسی یافت و تبدیل به پایتخت مخفی (Secret Capital) آلمان غربی شد.

‏«کنفرانس امنیتی مونیخ» نیز متعاقبا برای ایجاد زمینه‌های گفتگو میان طرفین و ممانعت از افزایش تنش هسته‌ای و جنگ جهانی احتمالی بعدی شروع بکار کرد. در واقع مونیخ پلی بود میان واشنگتن و مسکو.

‏بدنبال ضعف و سپس فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، خلاء قدرتی در کشورهایی پشت پرده آهنین شوروی ایجاد شد که با تمایل آنها به پیوند با دنیای آزاد موج اولیه حمایت ناتو از کشورهایی مانند لهستان، مجارستان، آلمان شرقی و … شکل گرفت.

‏اروپا در دهه ۱۹۹۰ تلاش کرد با روسیه روابطی مبتنی بر همکاری و کاهش تنش برقرار کند. توافقنامه بنیادی ناتو-روسیه بخشی از طرح اتحادیه اروپا برای ارتقای امنیت قاره اروپا و گسترش همکاری بود.

‏پس از انقلاب اوکراین در سال ۲۰۱۴ و شکست دولت مورد حمایت روسیه، روس‌ها که از الحاق اوکراین به ناتو و از دست دادن کمان حفاظتی که “رشته کوه‌های کارپات” در غرب اوکراین فرهم می‌آورد نگران بودند و امکان مراقبت از دو هزار کیلومتر مرز خاکی و مسطح با ناتو را در مرزهای غربی نداشتند وارد تقابل نظامی با اروپا شدند.

‏در نتیجه حمله روسیه به اوکراین در سال ۲۰۱۴ و الحاق کریمه به فدراسیون روسیه روند تفاهمات ناتو و روسیه دچار اختلال شد و سیاست امنیتی اروپا بار دیگر روی مهار تهدیدهای روسیه متمرکز شد.

‏با تغییر سیاست‌های ایالات متحده آمریکا در دولت اول دونالد ترامپ و کاهش تعهدات واشنگتن نسبت به ناتو، کشورهای اروپایی به افزایش ظرفیت‌های دفاعی مستقل روی آوردند. برنامه‌هایی مانند «ابتکار مداخله اروپا» و افزایش بودجه دفاعی اتحادیه اروپا در دستور کار قرار گرفت تا امنیت شرق اروپا در مقابل سیاست‌های تهاجمی روسیه تامین شود.

‏با حمله مجدد روسیه به اوکراین در سال ۲۰۲۲ محاسبات امنیتی کشورهای اروپایی در نبود آمادگی دفاعی دچار چالش جدی شد و تنها با حمایت دموکرات‌های آمریکا کنترل فعلی روسیه ممکن شد. اما با بازگشت مجدد دونالد ترامپ به قدرت و تمایلش به صلح با روسیه(از آنجا که اولویت ترامپ کنترل تهدید جمهوری خلق چین است) نقش اروپایی‌ها در توازن جنگ اوکراین کم‌اهمیت شد.

‏اروپایی‌ها و بخصوص ژرمن‌ها که از روند سریع مذاکرات ترامپ-پوتین و دور زده شدن ناتو به شدت شوکه شدند اجلاس امنیتی مونیخ را با توجه به حضور جی‌دی ونس، مارکو روبیو و مایکل والتز فرصتی برای مذاکره و مداخله در مساله صلح اوکراین می‌دانند.

‏اما تمایل ونس به مذاکره با رهبر دولت احتمالی آینده در انتخابات پیش‌رو و عدم استقبال از مذاکره با صدراعظم چپ‌گرای فعلی معادلات را پیچیده‌تر کرد.

‏اگرچه محور مذاکرات صلح میان اوکراین و روسیه خواهد بود، مسئله ایران و خاورمیانه نیز در این نشست بخشی از صورت مساله مذاکرات و جزئی مسائل حل نشده باقی خواهند ماند. جمهوری اسلامی که خود را موضوع احتمالی مذاکرات میان روس‌ها و غرب می‌داند، حضور همزمان رهبر اپوزیسیون ملی را تهدیدی بر ماهیت وجودی‌اش می‌بیند.

‏در واقع جمهوری اسلامی که تقریبا دیگر سیاست مذاکره مستقیم با آمریکا را کنار گذاشته نگران این است که در شرایط فعلی بخشی از بسته معامله جدید روس‌ها با آمریکا شود.

‏وزن سیاسی جمهوری اسلامی در شرایط فعلی به گونه‌ای نیست که بتواند اعتبار سیاسی دولت فدرال آلمان را تخریب و یا با زبان تهدید دولت‌های اروپایی را وادار به تصمیمات سوال‌برانگیز کند. در واقع لغو مجدد حضور شاهزاده رضا پهلوی در اجلاس از پیش‌شرط‌های روس‌ها برای شروع مذاکرات پش پرده می‌تواند باشد که احتمالا از جانب جمهوری اسلامی درخواست شده است.

‏اگرچه جمهوری اسلامی پیش از این از مزیت ایجاد ثبات در ایران و منطقه برای امتیاز‌گیری استفاده می‌کرد، اما با دومینوی تغییرات فعلی در خاورمیانه، ثباتی که جمهوری اسلامی نماینده آن است با «نظم نوین» در تناقض بنیادین خواهد بود.

‏اما شاهزاده رضا پهلوی با پایگاه اجتماعی جدی‌ای که در میان ایرانیان دارد احتمالا بتواند نماینده ثبات مدرن در ایران در «نظم نوین» پس از جمهوری اسلامی باشد، که نه‌تنها امکان تامین منافع مشترک با کشورهای غربی را داراست، حتی می‌تواند نقش عامل بازدارنده در مقابل سیاست‌های تهاجمی روسیه را به مانند گذشته ایفا کند.

Total
0
Shares