از نمایندگی سیاسی تا تثبیت قدرت؛ در ضرورت سازماندهی حداکثری نیروهای ملی

مهدی حاجتی – سردبیر اندیشکده مسائل ایران

هنگامی که از رهبری در سیاست سخن به میان می‌آید، تصویر یک سازمان انسانی که توسط رهبر اداره می‌شود ابتدایی‌ترین فهم از سازمان رهبری است. یعنی سازمانی که هماهنگ‌کننده بین رهبر سیاسی و بدنه جامعه و همچنین پیوند مستحکم بین نیروی تکنوکرات و رهبر است. نیروی تکنوکراتی که قرار است کشور را چه در لحظه صفر و چه پس از آن اداره کند.

‏طبیعی است که در تمام تحولات سیاسی، چه دموکراتیک متأثر از شرایط نرمال و چه انقلابی متأثر از شرایط اضطراری، جمعیتی از نیروهای کارشناس کشور نیاز است که بتواند چرخه اداری و حقوقی الزامی برای اداره یک سرزمین را برقرار کند. حال اینکه این نیرو ریزشی و عضوی از ساختار موجود باشد یا نیروی کارشناس پیوسته به انقلاب ملی، تفاوت چندانی برای این موضوع ندارد که شما نیاز دارید برای پیوند این سازمان کارشناسی به رهبر ملی و قرار دادن این کارشناسان ملی در پیوند با رهبر ملی، باید سازمانی از نیروهای تشکیلاتی سیاسی داشته باشید که عملاً سازمانی در اختیار رهبر ملی، یعنی سازمان رهبری نام می‌گیرد.

‏حال برگردیم و قبل از پرداختن به ضرورت و الزام تشکیل این سازمان سیاسی تحت عنوان سازمان رهبری، سه‌گانه حتمی “وضع موجود، لحظه صفر و مرحله تثبیت قدرت ملی” را مرور کنیم.

‏در وضع موجود، رهبری سیاسی نیازمند آن است که بداند چند نیروی سیاسی وفادار که بی‌هیچ ملاحظه‌ای حاضر به فداکاری سیاسی هستند، پیرامون خود دارد. اینجاست که رهبر ملی مرحله نمایندگی سیاسی را تثبیت‌یافته دانسته و وارد مرحله تبدیل این نمایندگی به قدرت رهبری می‌شود. درست اینجاست که شما قدرت ملی جایگزین با نیروی اشغالگر ایران را شکل می‌دهید و بدین جهت است که تأسیس این سازمان رهبری منجر به تثبیت وضع موجود شده و انقلاب ملی را در وضعیت آماده‌باش برای ورود به لحظه صفر و کاهش هزینه‌های این لحظه می‌کند.

‏در لحظه صفر، شما وارد مرحله تصمیمات متعدد و سخت می‌شوید که باید یک سازمان تشکیلاتی سیاسی گیرنده این تصمیمات باشد و لجستیک موردنیاز این تصمیمات را از قبل اندیشیده و مهیا کرده باشد. بخشی مهمی از این لجستیک همان سازمان انسانی اداره‌کننده کشور است، به‌ویژه در ارکانی چون وزارت کشور به دلیل اهمیت سیاسی، وزارت اطلاعات به دلیل اهمیت امنیت و اطلاعات، و نهادهای نظامی به دلیل تأمین امنیت ملی و محافظت از تمامیت ارضی. این سازمان رهبری است که باید سوار کار باشد و صرفاً تصمیمات بزرگ ملی بر دوش رهبری ملی باشد.

‏آوار کردن تصمیمات ریز و درشت بروکراتیک در لحظه صفر بر میز رهبری ملی منجر به زمین‌گیر شدن فرایند تصمیم‌گیری بر آن میز خواهد شد. این اصل را فراموش نکنید که بروکراسی نیازمند تصمیم، حتی بزرگ‌ترین رهبران جهان را می‌تواند از کارایی بیندازد. این وظیفه سازمان رهبری است که بار تصمیمات جزئی را بر دوش بکشد. همچنین برای لحظه صفر بسته به توافق ملی بر مدل پیروزی، ممکن است لجستیک موردنیاز انقلاب ملی تغییراتی داشته باشد، اما فارغ از تفاوت و تغییر این لجستیک، این سازمان رهبری است که باید در چارچوب وظایف خود برای تأمین این لجستیک فعالیت فداکارانه داشته باشد.

‏در وضعیت تثبیت قدرت ملی تا تصمیم رهبری ملی برای برگزاری انتخابات دموکراتیک، فاصله‌ای است که این سازمان رهبری وظایف سنگینی بر دوش دارد. اگرچه با وظایف دولت موقت ممکن است تفاوت‌هایی داشته باشد، اما این سازمان رهبری است که نیروی بروکراتیک از قبل شناسایی‌شده را باید به رهبر ملی پیوند دهد تا بتواند با داشتن سرمایه انسانی مناسب، دولت موقت را بر کرسی اداره کشور بنشاند. وضعیت تثبیت شبیه لحظاتی است که شما یک جنگ را برده‌اید اما شکننده است. اگر الزامات تصمیم تثبیت‌کننده این شکنندگی را از اکنون لحاظ نکنید، نیروهای معارضی که در انقلاب‌ها گریزناپذیر ظهور می‌کنند ممکن است تمام کشور را با چالشی بزرگ مواجه کنند.

‏در واقع، این‌گونه است که پس از تثبیت رهبری ملی، مرحله بی‌تصمیمی-بی‌مسئولیتی پایان یافته و مرحله تصمیم-مسئولیت آغاز می‌شود. این انبوه تصمیم و مسئولیت بر عهده سازمان رهبری است، سازمانی که تحت کنترل رهبری بوده و در صورت گرفتن تصمیمات غلط یا عدم پذیرش مسئولیت ناشی از آن تصمیمات، امکان عزل نیروهای ناکارآمد این سازمان توسط رهبری ملی وجود دارد. در واقع، رهبری ملی مسئولیتی را که در پیشگاه ملت ایران پذیرفته است، به کمک چنین سازمانی جاری خواهد کرد.

همچنین نگاه کمال‌گرایانه در سیاست، به‌ویژه هنگامی که به مرحله زمین اجرایی سیاست می‌رسد، می‌تواند قفلی بر سیاست و ارکان الزامی پیش‌برنده آن باشد. لذا برای تأسیس و یا رونمایی چنین سازمانی نیازی به کمال‌گرایی در بدو راه‌اندازی نیست، چرا که چرخه کار اجرایی، نیروی ناکارآمد را الک خواهد کرد و عیار نیروها هم برای مردم و هم برای رهبری ملی با افتادن در چرخه اجرایی و پذیرش مسئولیت مشخص خواهد شد.

‏لذا ضروری است در تأسیس چنین سازمان رهبری تعجیل کرده و مرعوب یا نگران سنگ‌اندازی ذینفعان خلأ قدرت نشد. آنها در تمام لحظات برای نیروی ملی چالش‌هایی ایجاد خواهند کرد که به‌صورت اقتضائی قابل حل است.

Total
0
Shares